سه شنبه, ۰۸ مهر ۱۳۹۳

در راستای تصویب دستورالعمل جدید حساب جاری

«حال شدن دیون» راه حل فراموش شده جلوگیری از صدور چک پرداخت نشدنی

«حال شدن دیون»  راه حل فراموش شده جلوگیری از صدور چک پرداخت نشدنی

 

فرشید فرحناکیان: وکیل پایه یک دادگستری

بنا بر اعلام بانک مرکزی ۴/۱۲ درصد از چک‌های صادره در سال ۱۳۹۰ برگشت خورده اند. این رقم در سال ۱۳۷۸ حدود ۸۹/۵ درصد بوده است. بر طبق این آمار چک‌های برگشتی طی ۱۲ سال بیش از دو برابر شده است.

متأثر از نوع نگرش به رسالت چک در روند مبادلات، توجه بدین آمار متفاوت می باشد:

i. چنانچه از چک صرفاً به عنوان وسیله پرداخت ما بین مبادلات اشخاص تعبیر گردد: در این صورت با توجیه پذیرش عواقب احتمالی عدم پرداخت آن از جانب استفاده کنندگان، حاکمیت خود را از مداخله احتمالی جهت تنظیم عوامل مؤثر بر پرداخت آن مبری می سازد.
ii. چنانچه از چک به عنوان یک سند تجاری که اولین وصفش نقش جایگزینی اش به جای پول خواهد بود، تعبیر گردد: بدیهی است که قدرت نقد شوندگی بیشتر آن نمایندگی بهتر پول تفسیر می شود. تبعاً؛ به جهت رسالت حاکمیت به حفظ ارزش پول ملی و قدرت خرید آن، مسایل مربوط به اسناد جایگزین و نمایندگان پول نیز با ورود به حیطه نظم عمومی نیاز به مداخله قانونی بیشتر خواهد داشت.
از سال ۱۳۱۱ که طبق مواد ۳۱۰ الی ۳۱۷ قانون تجارت، اولین مقررات راجع به چک تصویب شد تا دوم شهریورماه ۱۳۸۲ که آخرین تغییرات در قانون صدور چک صورت گرفت، روند تغییرات به سمت تقویت نگرش دوم بوده است.

«دستورالعمل جدید حساب جاری» که در ۳۲ ماده و ۱۶ تبصره در جلسه دوم خرداد ماه سال ۱۳۹۱ شورای پول و اعتبار به تصویب رسیده نیز در ادامه همین روند این موارد را مقرر نموده است: شناسایی متقاضی افتتاح حساب جاری مطابق با مفاد قانون، آیین نامه و دستورالعمل‌های بانک مرکزی؛ تامین کسری حساب‌جاری مشتری از محل موجودی سایر حساب‌ها؛ الزام بانک مرکزی به ارائه اطلاعات مربوط به چک برگشتی مشتری به دیگران؛ اصلاح فرآیند طبقه‌بندی، چاپ و توزیع دسته چک؛ تغییر در نحوه سوءاثر از سوابق چک برگشتی؛ ممنوعیت افتتاح و نگهداری بیش از یک حساب جاری برای هر شخص حقیقی؛ الزام بانک‌ها به ایجاد حساب‌های جاری متمرکز؛ به کارگیری ماده ۴۴ قانون پولی و بانکی برای ایجاد ضمانت اجرای برای مقررات حساب جاری؛ اعمال محرومیت‌های شدید برای اشخاص دارای سابقه چک برگشتی و بازپرداخت مانده حساب جاری مشتری مطابق با مقررات صندوق ضمانت سپرده‌ها در صورت ورشکستگی یا انحلال.

البته تقویت نگرش دوم دارای این محدودیت بوده است که تعیین ضمانت اجرای حداکثری برای عدم پرداخت چک های اصداری ، مبادلات کشور را به طرف افزایش معاملات نقدی و کاهش معاملات اعتباری می برد.

اگر از منظر ارتباط تاثیر و تأثری اضلاع مثلث حقوق، سیاست و اقتصاد؛ و اینکه بی شک شناخت موازین حقوقی به همراه مسایل سیاسی و اقتصادی حاکم بر زمان تصویب و اجرای آنها قطعاً به درک بهتر آنها می انجامد، به بررسی تصویب تغییرات مقررات مربوط به چک پرداخته شود نوعاً به محدودیت های تقابل این دو نگرش در امر قانونگذاری برخورد می کنیم.

بر این اساس قانونگذار ضمن تقویت ضمانت اجراهای عدم پرداخت چک، علی رغم اینکه قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ در مواد ۳۱۱ و ۳۱۳ چک را سند عندالمطالبه دانسته بود در اصلاحات مقرر در سال ۱۳۸۲ به موجب ماده ۳ مکرر قانون صدور چک، چک را فقط در تاریخ مندرج در آن یا پس از تاریخ مذکور قابل وصول دانست. این تغییر در نگرش قانونگذار بدون توجه به ابزارهای موجود در قانون تجارت برای تقویت ضمانت اجرای عدم پرداخت اسناد تجاری وعده دار و لازم الاجرا ساختن آن در مورد چک وعده دار صورت پذیرفت. ابزارهایی که در زمان تصویب قانون تجارت راجع به چک به جهت عندالمطالبه بودن آن نیازی به اعمال نداشت.

اصولاً نفعی در محاکم قابلیت مطالبه دارد که اولاً: حقوقی و مشروع باشد؛ ثانیاً: به وجود آمده و باقی باشد؛ ثالثاً: شخصی و مستقیم باشد. امکان مطالبه نفع به وجود نیامده در محاکم در صورتی امکان پذیر است که دیون مؤجل مزبور به حکم قانونگذار حال محسوب گردند (Acceleration)؛ مانند: دیون متوفی (ماده ۲۳۱ قانون امور حسبی)؛ دیون ورشکسته (ماده ۴۲۱ قانون تجارت). همچنین به موجب ماده ۲۳۸ قانون تجارت:

«اگر بر علیه کسی که براتی را قبول کرده ولی وجه آن را نپرداخته اعتراض عدم تادیه شود دارنده براتی نیز که که همان شخص قبول کرده ولی هنوز موعد پرداخت آن نرسیده است می تواند از قبول کننده تقاضا نماید که برای پرداخت وجه آن ضامن دهد یا پرداخت را به نحو دیگری تضمین کند.» در غیر این صورت سررسید برات های مزبور حال و می باید فوراً تادیه گردد و گرنه به واسطه این حال شدن در محاکم قابلیت مطالبه می یابد.

از آنجا که عدم پرداخت وجه یک برات قبول شده می تواند دلالت بر حدوث توقف برات گیر داشته باشد؛ عجز او از ارایه تضمین کافی برای پرداخت سایر بروات مؤجل عهده خود، اماره تقویت این ظن محسوب گردیده است. بدین ترتیب این حال شدن سایر بروات، اعلام توقف احتمالی براتگیر مذکور را که ممکن است از قضا معاملات برواتی را نیز شغل خود قرار داده است، تسریع بخشد و سایرین را هر چه زودتر از معامله با چنین براتگیری منصرف سازد.

همچنین به موجب ماده ۲۵۷ قانون تجارت:

«اگر دارنده برات به کسی که قبولی نوشته مهلتی برای پرداخت بدهد به ظهرنویس های ماقبل خود و برات دهنده که به مهلت مزبور رضایت نداده اند حق رجوع نخواهد داشت.»

با توجه به تصریح ماده ۳۱۴ قانون تجارت راجع به قواعدی از برات که ناظر بر چک می باشد، مفاد مواد ۲۳۸ و ۲۵۷ قانون تجارت در زمان تصویب قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ راجع به چک قابل اعمال نگردیده است.

 

 

 chek

 

  البته در زمان تصویب قانون تجارت نیازی به تصریح اعمال این مواد ۲۳۸ و ۲۵۷ قانون تجارت نسبت به چک نبود؛ زیرا به موجب مواد ۳۱۱ و ۳۱۳ قانون تجارت چک در هر صورت عندالمطالبه محسوب می شد و نیازی به حال نمودن آن یا پیش بینی اخذ موافقت برای اعطای مهلت پرداخت نبود.

از منظر قانونگذار واضع قانون تجارت همین امر که چک به محض ارایه می بایست کارسازی می شد از صدور چک های پرداخت نشدنی متعدد جلوگیری می کرد؛ زیرا صادرکننده در صورت صدور چک های پرداخت نشدنی متعدد، بلافاصله با انبوه چک های قابل مطالبه مواجه می گردید و این یعنی از دست دادن زود هنگام اعتماد مردم برای گرفتن اعتبار بیشتر از آنها جهت پرداخت بدهی های قبلی و خداحافظی به موقع از دنیای تجارت .

از منظر قانونگذار واضع ماده ۳ مکرر قانون صدور چک الحاقی ۱۳۸۲، چک در تاریخ مندرج در آن یا پس از تاریخ مذکور قابل وصول گردید بدون توجه به اینکه اگرچه از این به بعد از یک طرف چک قبل از سررسید آن به هیچ وجه قابل مطالبه نیست ولی از طرف دیگر مواد ۲۳۸ و ۲۵۷ ق.ت. به عنوان ضمانت اجراهای منضم به عدم پرداخت سند تجاری وعده دار را با خود همراه ندارد.

این یعنی بهشت مردمانی که وجه چک های امروز خود را با اخذ اعتبار و صدور چکهای وعده دار می پردازند و هر زمان لازم شد عدم پرداخت چک های کوچک تر را فدای پرداخت چک های بزرگ تر به امید اخذ اعتبار بیشتر می نمایند بدون اینکه این عدم پرداخت ها کمترین اثر قانونی منفی در اخذ اعتبارات آتی داشته باشند؛ زیرا اعتباردهندگان بدبخت از عدم پرداخت این چک های اعتبارگیرنده یا اساساً مطلع نمی گردند یا به واسطه عدم حال شدن آنها بسیار دیر و زمانی که اعتبار متنابهی به او اختصاص داده اند با تحقق حدوث توقف ناگهانی او آگاه می شوند .

متاسفانه در لایحه تجارتی که طبق اصل هشتاد و پنجم(۸۵) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در جلسه روز سه‌شنبه مورخ ۶/۱۰/۱۳۹۰ کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی با اصلاحاتی تصویب و در جلسه علنی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۳/۱/۱۳۹۱ مجلس با اجرای آزمایشی آن به مدت پنج سال موافقت گردیده است و هم اکنون جهت تائید به شورای نگهبان ارسال گردیده است؛ اگر چه مندرجات ماده ماده ۲۵۷ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ برای چک نیز لازم الاجرا دانسته شده است، ولی مفاد ماده ۲۳۸ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ نه تنها برای چک پیش بینی نشده است بلکه حتی در مورد برات نیز تکرار نگردیده است!

البته اگرچه به موجب لایحه مذکور: هرگاه چک ارائه‌شده به بانک فقط به علت فقدان یا کسر موجودی قابل پرداخت نباشد، بانک محالٌ‌‌علیه باید به‌فوریت به صادرکننده اخطار کند تمام دسته‌چک‌های تسلیمی را اعم از اینکه از ناحیه بانک محالٌ‌‌علیه و یا بانکهای دیگر صادر شده باشد، مسترد کند؛

همچنین هرگاه تمام یا بخشی از مبلغ چک به علت فقدان یا کسر موجودی پرداخت نگردد بانک صادرکننده دسته‌چک مکلف به پرداخت ده‌درصد (۱۰%) وجه پرداخت نشده از میزان سقف مندرج در چک است. چنانچه حساب مذکور دارای موجودی باشد، بانک مکلف به پرداخت مابه التفاوت است؛

و بالاخره بانک در صورت اعطای دسته چک بر خلاف شرایط مقرر در این لایحه، در برابر دارندگان چک‌های مذکور، مسؤول پرداخت وجه چک است؛

مع الوصف اگرچه جلوگیری از صدور چک بلامحل مهم می باشد ولی مساله مهمتر جلوگیری از صدور چک های پرداخت نشدنی متعدد در حداقل زمان ممکن می باشد.

النهایه به نظر می رسد با توجه به ادامه پذیرش سررسید برای چک در لایحه مذکور، لازم است برای ضروریات ناشی شده از این شناسایی مندرج در ماده ۲۳۸ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ نیز در این لایحه پیش بینی مقتضی به عمل آید.

 

 

 

نوشته شده توسط مدیر سایت در جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ

دیدگاه

نظرات در این پست بسته شده.